پدر پولدار پدر بی پول

 

تصویر جلد کتاب

 
کتاب «پدر پولدار ، پدر بی پول» که به مدت سه سال پرفروش ترین کتاب نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال بود، به بررسی زندگی دو پدر می پردازد که یکی پولدار و دیگری بی پول است.من حدودا یک سال پیش این کتاب رو خوندم و رو خیلی از تصمیم هایی که در یک سال گذشته گرفتم تاثیر داشت.صرف نظر از اینکه همه مطالبش در مورد کشور ما صادق هست یا نه، باید بگم مطالب جالبی داره که بعضا اصلا مورد توجه مون نیست.


بخشی برگرفته از متن کتاب:

من دو پدر داشتم، یکی پولدار و دیگری بی پول. یکی بسیار درس خوانده و زیرک بود، مدرک دکترا داشت و دوره چهار ساله کارشناسی را دو ساله گذرانده بود. پدر دیگر هرگز نتوانسته بود کلاس هشتم را هم به پایان برساند.

هر دو مرد سختکوش و در کار و زندگی خود پیروز بودند. درآمد هر دو نفر رضایتبخش بود، ولی یکی از آنان در زمینه مالی پیوسته مشکل داشت. پدر دیگر از خانواده و دیگران به ارث گذاشت. از دیگری تنها صورتحسابهایی به جا ماند که می بایست پرداخت شوند.

هر دو به من اندرزهایی دادند، ولی اندرزهای آنها متفاوت بود. هر دو به درس خواندن سخت عقیده داشتند، ولی موضوعات یکسانی را توصیه نمی کردند.

از آنجا که من دو پدر اثر گذار داشته ام، از هر دو نفر چیز آموختم. ناچار بودم تا درباره اندرزهای هر کدام بیندیشم و از بررسی تاثیر اندیشه هر کدام بر زندگیش، بینش ارزشمندی پیدا کنم: برای مثال یکی عادت داشت که بگوید «از عهده من بر نمی آید» . 

دیگری از بکار بردن این واژه ها پرهیزمی کرد. بجای آن می گفت : «چگونه می توانم از عهده این کار برآیم؟» عبارت نخست حالت خبری داشت و عبارت دوم جنبه پرسشی. از عهده من بر نمی آید مغز را از کار می اندازد و عبارت چگونه می توانم از عهده این کار برآیم، مغز را به حرکت و جستجو وا می دارد.

هر دو آنها بینش مخالفی در اندیشیدن داشتند. یکی فکر می کرد که ثروتمندان باید مالیات بیشتری بپردازند تا هزینه کسانی شود که از امکانات زندگی بهره کمتری نصیبشان گردیده است. 

دیگری می گفت: مالیات ابزار تنبیه کسانی است که بیشتر تولید می کنند و پاداش به آنانی است که تولید نمی کنند.

یکی از آنان توصیه می کرد خوب درس بخوان تا در شرکت معتبری استخدام شوی. دیگری توصیه می کرد، خوب درس بخوان تا بتوانی شرکت ارزشمندی برای خود داشته باشی.

یکی از انان می گفت دلیل اینکه ثروتمند نشده ام شما بچه ها هستید و دیگری می گفت دلیل اینکه باید ثروتمند شوم، شما بچه ها هستید. ..

/ 5 نظر / 21 بازدید
مامان طاها

سلام خیلی عالی بود. چطور میشه متن کامل کتاب رو داشت یا اونو تهیه کرد.کتاب به فارسی ترجمه شده؟

مسعود

سلام خواهش می کنم. کتاب فروشی ها که حتما دارن.کتاب من مال انتشارات زرین هستش.البته یه سرچی هم تو اینترنت بکنید چون دیدم کتابهایی با این عنوان اما حجم کمتر! نمی دونم کتاب الکترونیکی یا صوتی ش هم موجوده یا نه

مسعود

بله به فارسی ترجمه شده

اردلان

http://paulasset.com/wp-content/uploads/2012/11/RICH-DAD-POOR-DAD.pdf خیلی جالبه. پست بعدیت رو که خوندم (پنیر!) می خواستم تو نظرم به این کتاب اشاره کنم. بعد دیدم پست قبلیت راجع به اینه! من یک هفته پیش این کتاب رو تموم کردم. همین PDF انگلیسی بالا رو خوندم. معمولا اینجور کتابها زبان اصلیشون خیلی بهتر مفهومو منتقل می کنه. مثلا این ترجمه فارسی که گذاشتی رو خیلی خوشم نیومد. به نظر من هم کتاب خوبی بود. البته تنها سرآغاز سلسله آموزشی بود که باید ببینی، ولی خوب بود. در ایران هم صدق می کنه. تنها مشکلش اینه که تو ایران یه شیر بزرگ هست، که ازش داره پول میریزه. این شیره به چاهای نفت وصله. یه عده زیادی هم زیر شیره وایسادن دارن جمع می کنن، بعد میان باهاش یک مشت خرج های احمقانه و سرمایه گذاری های کنترل نشده می کنن. در نهایت نتیجه ش این میشه که اقتصادمون چندان بالانس نیست. نیروی کار ارزشی که باید رو نداره. تقریبا هیچ کاری درآمدی که مستحقش هست رو نمیگیره (یا کمتر میگیره یا بیشتر). قوانین اقتصادی خیلیهاشون صادق نیستن. و ... اگه تحریما برطرف شه خیلی از اینها با وصل شدن به اقتصاد جهانی بهبود پیدا می کنه...

مسعود

چه جالب من این دوتا کتابو با فاصله کمی خوندم. واقعا هم به هم مربوط هستن. آره متاسفانه همیشه مفاهیمی هست که در حین ترجمه اون طور که باید منتقل نمیشه، اگر وقت کردم انگلیسیشو هم می خونم.البته کل کتاب می خواد یه چیزی رو بهمون بفهمونه! این که نترس! برو جلو! به حرفای آدمای محافظه کار دور و برت خیلی گوش نکن! اما در مورد ایران باید بگم حرفاتو قبول دارم، اما هر جایی اقتضائات خودش رو داره، اینجا مسایلی که مطرح کردی هست و پدر اقتصاد کشور رو در آورده! هنوز هم هیچ چیزی در مورد آینده نمیشه گفت.اما بکر بودن فضای ایران برای ایجاد هر تغییری آدمو وسوسه می کنه! اینجا هر کاری رو که درست انجام بدی میشی بهترین.فقط درست انجام دادنش به خاطر همون دلایلی که مطرح کردی و مشکلات فرهنگی که گریبان مردم رو گرفته خیلی سخت تر از خارج از کشوره.